مرضيه محمدزاده

1236

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ما را گرفته خصم ستمكار در ميان * « در خلد بر حجاب دو كَوْن آستين فشان » « وندر جهان مصيبت ما بر ملا ببين » يك دم ز راه شفقت و احسان به كربلا * بنگر فتاده‌اند شهيدان به كربلا در خون خويشتن شده غلتان به كربلا * « نى نى درآ چو ابر خروشان به كربلا » « طغيان سيل و فتنه‌ى موج بلا ببين » بىهمدم و شكسته دل و زار و دربه‌در * در چنگ دشمنند اسيران خون جگر از حال ما براى چه نگرفته‌اى خبر * « تن‌هاى كشتگان همه در خاك و خون نگر » « سرهاى سروران همه بر نيزه‌ها ببين » شد عاقبت شهيد لب آب تشنه كام * فرزند ناز پرورت اى دل شكسته مام اكنون ز كيد چرخ و ستمهاى اهل شام * « آن سر كه بود بر سر دوش نبى مدام » « يك نيزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببين » فرزند نازپرور گلگون عذار تو * بعد از حسن به دهر ، مهين يادگار تو آرام جان و مايه‌ى صبر و قرار تو * « آن تن كه بود پرور شش در كنار تو » « غلتان به خاك معركه‌ى كربلا ببين » اى مادر حميده سيَر كى رود ز ياد * آن دم كه ابن سعد شد از قتل شاه شاد در چنگ خصم اهل حريم تو اوفتاد * « يا بضعة الرّسول ز ابن زياد داد » « كو خاك اهل بيت رسالت به باد داد » 11 با هر بناى ظلم كه بنياد كرده‌اى * بس خرمن اميد كه بر باد كرده‌اى از كرده‌هاى خويش دمى ياد كرده‌اى ؟ * « اى چرخ غافلى كه چه بيداد كرده‌اى » « وز كين چه‌ها درين ستم آباد كرده‌اى » يك دم نگه نداشته‌اى حرمت رسول * خم كردى از مصيبت و غم قامت رسول اين كينه گر پديد شد از امّت رسول * « در طعنت اين بس است كه با عترت رسول » « بيداد كرده خصم و تو امداد كرده‌اى » بر خلق بسته است كنون سيل ديده راه * در زير ابر تيره نهان گشت مهر و ماه شد كشته از جفاى تو سلطان دين پناه * « اى زاده‌ى زياد نكرده‌ست هيچگاه » « نمرود اين عمل كه تو شدّاد كرده‌اى » كردى تو چاك چاك ز پيكان تن حسين * دادى به خاك دشت بلا مسكن حسين كردى خزان به تيشه‌ى كين گلشن حسين * « كام يزيد داده‌اى از كشتن حسين » « بنگر كه را به قتل كه دلشاد كرده‌اى » نوش تو نيش آمد و مهر تو آفت است * بر مردم زمانه ترا كينه عادت است